11
مکالمه من با یکی از همکلاسی هام که بعد ِ ی هفته دیدمش :
من : W0o00owموهات رو کی مش کردی ؟؟
اون : ![]()
من : ها ؟ ![]()
اون : ![]()
من : موضوع چیه ؟
اون : ![]()
من : دستت رو ببینم !! ![]()
اون : حلقه ش رو نشون میده و میگه عروس شدم !!
من : نــــه ! شوخـــی میکنی ؟
اون : عید قربان نامزد کردم !!
من : تو که گفتی جوابت منفی بود به اقای " ی " ؟
اون : این یکی دیگه ست. مامانش زنگ زد که میخوان بیان خواستگاری ، اومدن ... منم قبول کردم !!
من : به این سرعت ؟ کیه ؟ میشناختیشون ؟ شرایطش ؟
اون : نه .... نمیشناسم. لاغر و قدبلنده ! خونه نداره .... دیپلمه ست.
من : خب ؟
اون : خب همین دیگه !
من : اطلاعات دیگه ؟
اون : دیگه چیزی نمیدونم !!
من : ![]()
اون : قیافه ش به دلم نشست منم قبول کردم
من : اها !! ![]()
* ملت چه راحت شاهزاده ی سوار بر اسب رویاهاشون رو پیدا میکنن ها !! ![]()
* فیلتره یاهو باعث شد من باز یادم بیاد که بدون مسنجر هم میشه زندگی کرد !! ![]()
* پیام تبریک یکی از دوستان :
شمع شدی ، شعله شدی ، سوختی !! خاک بر سرت هیچی نیاموختی !! ![]()
روزت مبارک دانشجو ![]()
گوشه هایی از روزمرگی هام رو میخونید .