14
جزء عادت ها و رفتارامون شده که تا کسی کنارمون هست و وجود داره قدرش رو نمیدونیم ! کافی ه کسی رو از دست بدیم ، مرده پرستیمون شروع میشه ... کافی ه کسی بخواد ازمون دور شه ، تازه دلمون هوس بودن و داشتنش رو میکنه ! کاش این طور نباشه،کاش بتونیم و بخوایم که لحظه لحظه های حس کردن وجود هم رو از دست ندیم ... .
چند ماهی میشد که سراغ هم رو نمیگرفتیم ، مشکلی با هم نداشتیم ! همه چیز از ی سوء تفاهم شروع شد .. سوء تفاهمی که اجازه نمیداد تمومش کنم ! در مورد موضوعی باهام بحث میکرد که میدونست من مقصر نیستم ! میدونست اما تمومش نمیکرد ! ی روزایی بود که هر قدمی برای دوباره داشتنش برمیداشتم بدتر خودش رو ازم دور میکرد ، اون قدر دور شد و شد که منم رغبت رسیدن بهش رو از دست دادم ! اون قدر فاصله انداخت که فکر میکردم هر چی هم برم بهش نمی رسم ... برای هم غریبه شدیم ! هر دو از یاد بردیم که چه قدر همدیگرو دوست داشتیم ، از یاد بردیم که به خاطر هم چه کارایی کرده بودیم ، همه چی رو ناخواسته از یاد بردیم ....
گذشت و گذشت تا امروز ! روزی که " او " هم بازی ه تمام لحظه هام ، شریک همه ی شادی ها و غم هام داره مرحله ی جدیدی از زندگیش رو شروع میکنه .... آغازی که برای " او " پر از هیجانه و برای من ی دنیا دلتنگی ... قراره از هم دور شیم ! همین فاصله تلنگری بود به احساسات فراموش شدمون ! از غرورم گذشتم ! خواستم یک بار دیگه اون فاصله رو بردارم ، قدم اول رو کامل برنداشته بودم که دیدم مشتاق تر از من خودش رو بهم رسونده ... باورم شد که اون هم دلتنگم بوده !
حالا من هستم و " او " و لحظه هایی که هیچ کدوممون نمیخوایم از دستش بدیم ! لحظه هایی که قراره یادمون بیاره چه قدر هم رو دوست داشتیم و داریم ... با وجود تمام اتفاقاتی که از هم دورمون کرد !
گوشه هایی از روزمرگی هام رو میخونید .